حكيم ميسرى
پيشگفتار 22
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )
و گشته بوى داران شير ناخوش * كه پيش آيدْتْ تن زو باز تركش كزو خوردى تبه گردَدْتْ معده * و هيضه گردد آن كو هرچ خورده ( 3858 و 3759 ) 3 - استعمال واو عاطفه در ابتداى اشعار و مصراعها : ور طلى راست از سماق بايد * گر از سماق كم باشد بشايد ( 1696 ) * * * دقيق حمص و از تخم پياز آر * و تخم بادِيان با او بساز آر ( 1705 ) و پيه بط و موم زرد بايد * وز وفا لختكى با او بشايد ( 2554 ) 4 - آوردن « الف » اطلاق در قافيه ؛ مانند : كامكارا - نگارا - روزگارا - چهارا - تماما - كاما - گلابا - آفتابا - بكارا - قرارا - كارا - خوارا - خوابا : خداى غيب دان و كامكارا * ز نطفه آفريدست اين نگارا ( 142 ) برين اشكال باشد روزگارا * پديد است اندرو طبع چهارا ( 173 ) ز سى و پنج تا شصت تماما * ز سودا بين همه سلطان و كاما ( 344 ) بينبويانش كافور و گلابا * مگر كم شود زخم آفتابا ( 929 ) گر اين تدبير دارد كس بكارا * ز درد گوش يابد او قرارا ( 1361 ) و گر يا بى ز ترياك چهارا * بخور گو تاش بهتر شود كارا ( 3620 )